قایقهای کوچکتر ما برخورد شود و به عنوان تلافی با خدمه آنها دعا بدرفتاری شود. با این حال، وقت آن رسیده بود که آنها برتری ما را بدانند؛ زیرا اخیراً چندین حمله بسیار خائنانه توسط آنها به کشتیهای ماهیگیری انجام شده بود و این گروه، گستاخترین و بیادبترین شماره ملا گروهی بود که دیده بودیم. یکی از آنها چندین نفر از مردان را به مشتزنی تشویق میکرد، مهارتی که احتمالاً از خدمه کشتیهای ماهیگیری آموخته کافران بود. در میان دیگران، او به گروهبان تفنگداران دریایی خیره شد که بسیار بیتعارف او را به کناری هل داد و موکل جن او را مجبور
کرد به قایقش برگردد، که او با هل دادن از کنار کشتی و پرتاب سنگ به کلیسا گروهبان که در راهرو ایستاده بود، طلسم نویس مریوان از این کار پیشینه تاریخی ابراز نارضایتی کرد. از آنجایی که سنگ از کنار او رد شد و هیچ آسیبی نرساند، هیچ توجهی به شیطنت او نشد. بعداً شنیدیم که شیاطین همان گروه از بندر بوگنویل، جایی که آدئونا لنگر انداخته بود، بازدید کرده بودند. اما چون آقای لو نه آنها را تشویق به ماندن فرشتگان کرد طلسم و نه دعانویس اجازه داد سوار کشتیاش شوند، خیلی زود آنجا را ترک کردند. تفاوت بین آب و هوای
بخشهای غربی و شرقی تنگه بسیار قابل توجه بود. در سمت غرب، این کشور که عمدتاً پوشیده طلسم نویس جوزم از درختان همیشه سبز مانند راش با برگهای صاف است، و پوست درخت زمستانی با درختان زیرین آربوتوس و زرشک، به نظر میرسد که سرسبزی دائمی دعانویس شیطانی کافر دارد و تا زمانی که برف همه جا را نپوشاند، هیچ نشانهای از زمستان به خود نمیبیند. در سمت شرق، درختان همیشه سبز کمتر دیده میشوند و جای آنها را راش قدیس ( Fagus Antarctica ) گرفته است که برگهایش خیلی زود میریزند. برف نیز شروع به پوشاندن زمینهای پست کرده بود و
نشانههایی از زمستان را نشان میداد. آوریل{۱۴۲}با هوایی مطبوعتر از آنچه در چند هفته گذشته تجربه کرده بودیم، به پایان رسید، اما ماه مه با بادهای شمال احضار شرقی و باران فراوان آغاز شد و پس از آن برف سنگینی بارید. "Tristis hyems montes niveo velamine vestit." هنوز دماسنج خیلی پایین نیامده بود. در طول شب، یک شیاطین یا دو بار تا ۲۸ درجه پایین آمده بود، اما معمولاً بین ۴۵ تا ۳۳ درجه متغیر بود. کشتی آدلاید دوباره در تاریخ 30 آوریل اعزام شد تا به بررسی دهانههای هر دو طرف جزیره کایتانو جفر بپردازد؛ اما در تاریخ 21
مه با این خبر ناخوشایند ابجد بازگشت که فرشتگان تنها قایق قابل استفادهاش توسط سرخپوستان مقدس دزدیده شده است. این یک ضرر جدی نماز خواندن بود، نه تنها به سید و حاجی دلیل اتلاف عبادت کردن وقت زیاد، بلکه به این دلیل که قایق دیگری طلسم برای جایگزینی آن نداشتیم. برای جلوگیری از تأخیر، به آقای لو در بندر بوگنویل پیام فرستادم و درخواست کردم دعانویس که یکی از قایقهایش را بفروشد. اما او خود به دلیل ضررهای مشابه آنقدر در مضیقه بود که فقط میتوانست با قرض دادن یکی برای چند نسخ خطی هفته به ما کمک کند و از آنجایی شماره ملا که این
تنها قایقی بود که داشت، نمیتوانست از کشتیاش دور شود. بنابراین، آقای گریوز را که در آدلاید بود، به بندر بوگنویل فرستادم تا ساحل را از آنجا تا دماغه فروارد جادو بررسی کند و در این میان، شروع به ساخت یک قایق نهنگ کردم تا به محض پایان زمستان برای استفاده آدلاید آماده باشد؛ زیرا از گزارش آقای گریوز از وضعیت آب و هوا به سمت طلسم نویس بانه غرب، کار چندانی در ماههای زمستان نمیتوانست انجام دهد. روایت ستوان گریوز از گم شدن قایقش به شرح زیر است: - پس از ترک پورت فمین، او بلافاصله به پورت گالانت رفت و
خلیج کوردس را بررسی کرد؛ پس از آن از تنگه به خلیج سنت سیمون عبور کرد دعا و در خلیج میلار، در ضلع غربی طلسم نویس کوهبنان مذهب آن، بلافاصله در شمال پورت شیطان لانگارا، دین که تنها با یک گردنه باریک خشکی از آن جدا میشود، لنگر انداخت. کشتی آدلاید در حالی که آقای گریوز از قسمتهای مختلف خلیج بازدید میکرد، در آنجا لنگر انداخت. حضور او گروه بزرگی از سرخپوستان را به خود جلب کرده بود که با اشغال چندین کلبه در نزدیکی ورودی خلیج، روزانه به آنجا سر میزدند.{۱۴۳}مردم ما، حاجت گرفتن و ظاهراً بسیار اجنه غیر مسلمان خودمانی و خوشبرخورد بودند.
اما رمال آنها با مشرکان اشتیاق به قایق نهنگ نگاه شیاطین میکردند، روح که وقتی برای خدمت آماده میشد، چیزهای بسیار دعا مفیدی برای آنها داشت، و نقشهای برای بردن آن کشیدند متون کهن که موفق شدند. یک شب، کشتی برای رفتن در اوایل صبح
قایقهای کوچکتر ما برخورد شود و به عنوان تلافی با خدمه آنها دعا بدرفتاری شود. با این حال، وقت آن رسیده بود که آنها برتری ما را بدانند؛ زیرا اخیراً چندین حمله بسیار خائنانه توسط آنها به کشتیهای ماهیگیری انجام شده بود و این گروه، گستاخترین و بیادبترین شماره ملا گروهی بود که دیده بودیم. یکی از آنها چندین نفر از مردان را به مشتزنی تشویق میکرد، مهارتی که احتمالاً از خدمه کشتیهای ماهیگیری آموخته کافران بود. در میان دیگران، او به گروهبان تفنگداران دریایی خیره شد که بسیار بیتعارف او را به کناری هل داد و موکل جن او را مجبور
کرد به قایقش برگردد، که او با هل دادن از کنار کشتی و پرتاب سنگ به کلیسا گروهبان که در راهرو ایستاده بود، طلسم نویس مریوان از این کار پیشینه تاریخی ابراز نارضایتی کرد. از آنجایی که سنگ از کنار او رد شد و هیچ آسیبی نرساند، هیچ توجهی به شیطنت او نشد. بعداً شنیدیم که شیاطین همان گروه از بندر بوگنویل، جایی که آدئونا لنگر انداخته بود، بازدید کرده بودند. اما چون آقای لو نه آنها را تشویق به ماندن فرشتگان کرد طلسم و نه دعانویس اجازه داد سوار کشتیاش شوند، خیلی زود آنجا را ترک کردند. تفاوت بین آب و هوای
بخشهای غربی و شرقی تنگه بسیار قابل توجه بود. در سمت غرب، این کشور که عمدتاً پوشیده طلسم نویس جوزم از درختان همیشه سبز مانند راش با برگهای صاف است، و پوست درخت زمستانی با درختان زیرین آربوتوس و زرشک، به نظر میرسد که سرسبزی دائمی دعانویس شیطانی کافر دارد و تا زمانی که برف همه جا را نپوشاند، هیچ نشانهای از زمستان به خود نمیبیند. در سمت شرق، درختان همیشه سبز کمتر دیده میشوند و جای آنها را راش قدیس ( Fagus Antarctica ) گرفته است که برگهایش خیلی زود میریزند. برف نیز شروع به پوشاندن زمینهای پست کرده بود و
نشانههایی از زمستان را نشان میداد. آوریل{۱۴۲}با هوایی مطبوعتر از آنچه در چند هفته گذشته تجربه کرده بودیم، به پایان رسید، اما ماه مه با بادهای شمال احضار شرقی و باران فراوان آغاز شد و پس از آن برف سنگینی بارید. "Tristis hyems montes niveo velamine vestit." هنوز دماسنج خیلی پایین نیامده بود. در طول شب، یک شیاطین یا دو بار تا ۲۸ درجه پایین آمده بود، اما معمولاً بین ۴۵ تا ۳۳ درجه متغیر بود. کشتی آدلاید دوباره در تاریخ 30 آوریل اعزام شد تا به بررسی دهانههای هر دو طرف جزیره کایتانو جفر بپردازد؛ اما در تاریخ 21
مه با این خبر ناخوشایند ابجد بازگشت که فرشتگان تنها قایق قابل استفادهاش توسط سرخپوستان مقدس دزدیده شده است. این یک ضرر جدی نماز خواندن بود، نه تنها به سید و حاجی دلیل اتلاف عبادت کردن وقت زیاد، بلکه به این دلیل که قایق دیگری طلسم برای جایگزینی آن نداشتیم. برای جلوگیری از تأخیر، به آقای لو در بندر بوگنویل پیام فرستادم و درخواست کردم دعانویس که یکی از قایقهایش را بفروشد. اما او خود به دلیل ضررهای مشابه آنقدر در مضیقه بود که فقط میتوانست با قرض دادن یکی برای چند نسخ خطی هفته به ما کمک کند و از آنجایی شماره ملا که این
تنها قایقی بود که داشت، نمیتوانست از کشتیاش دور شود. بنابراین، آقای گریوز را که در آدلاید بود، به بندر بوگنویل فرستادم تا ساحل را از آنجا تا دماغه فروارد جادو بررسی کند و در این میان، شروع به ساخت یک قایق نهنگ کردم تا به محض پایان زمستان برای استفاده آدلاید آماده باشد؛ زیرا از گزارش آقای گریوز از وضعیت آب و هوا به سمت طلسم نویس بانه غرب، کار چندانی در ماههای زمستان نمیتوانست انجام دهد. روایت ستوان گریوز از گم شدن قایقش به شرح زیر است: - پس از ترک پورت فمین، او بلافاصله به پورت گالانت رفت و
خلیج کوردس را بررسی کرد؛ پس از آن از تنگه به خلیج سنت سیمون عبور کرد دعا و در خلیج میلار، در ضلع غربی طلسم نویس کوهبنان مذهب آن، بلافاصله در شمال پورت شیطان لانگارا، دین که تنها با یک گردنه باریک خشکی از آن جدا میشود، لنگر انداخت. کشتی آدلاید در حالی که آقای گریوز از قسمتهای مختلف خلیج بازدید میکرد، در آنجا لنگر انداخت. حضور او گروه بزرگی از سرخپوستان را به خود جلب کرده بود که با اشغال چندین کلبه در نزدیکی ورودی خلیج، روزانه به آنجا سر میزدند.{۱۴۳}مردم ما، حاجت گرفتن و ظاهراً بسیار اجنه غیر مسلمان خودمانی و خوشبرخورد بودند.
اما رمال آنها با مشرکان اشتیاق به قایق نهنگ نگاه شیاطین میکردند، روح که وقتی برای خدمت آماده میشد، چیزهای بسیار دعا مفیدی برای آنها داشت، و نقشهای برای بردن آن کشیدند متون کهن که موفق شدند. یک شب، کشتی برای رفتن در اوایل صبح

همهچیز درباره دعانویس حسن آباد با تمرکز بر نتیجه