سمت شمال توقف کردیم. آنها کاملاً شبیه ایلدفونسوها هستند؛ بالای یک رشته تپه که از بالای آب نمایان کلیسا است و دریا آن را میشکافد. دو تا از بزرگترین آنها حدود دویست فوت ارتفاع دارند دعا و با توساک پوشیده شدهاند: در مقدس یکی (دومی از نظر اندازه) یک ساحل شنی وجود دارد که میتوان یک قایق را اعمال صالح با خیال راحت از آنجا دعانویس بیرون کشید. و در ضلع شرقی همان جزیره آب کافی برای تأمین سی نفر وجود دارد. موجی خشمگین به ساحل غربی برخورد میکند و آب را بر روی کل جزیره میپاشد. هیچ لنگرگاه امنی برای
کشتی وجود ندارد: زیرا اگرچه ممکن است در آب عمیق بالا بیاید، در ضلع شرقی گروه، ارواح برای ... برای دین کیمیاگری مدت کوتاهی، او حتی در آن صورت هم ریسک میکرد{۴۳۵}لنگرش را از دست داد. کمترین آبی که پیدا کردم پنجاه فاتوم بود، هرچند نقشه ودل نشان میدهد که کمتر از چهل فاتوم در انتهای جنوب شرقی وجود دارد. موج شدید مانع از فرود من شد؛ اما ظاهر سنگها باعث طلسم نویس ماسال شد که فرض کنم آنها از سنگ سبز هستند. اگر از آن نوع نباشند و شبیه سنگ اطراف دماغه رمل هورن باشند، ممکن فرشتگان است از ماسه سنگ
بسیار سخت باشند. «بیست و نهم. در این آب و هوا، در فواصل شیاطین طلسم نویس علی آباد کتول معدودی که هوا خوب و ثابت میماند، آسمان اغلب کمی پیشینه تاریخی پس از غروب آفتاب ابری میشود و رگبار خفیفی میبارد. من این را مکرراً اینجا، و همچنین در آوریل، مه و ژوئن گذشته، در تنگه متوجه شدم. تعویذ «ما در خلیجی که بین دماغه فالس و تنگه سال نو قرار دارد، توقف کردیم؛ اما این خلیج، به دلیل اینکه یک خلیج بادپناه بود و صخرهها و متون کهن جزیرههای کوچک در امتداد آن در طلسم نویس نزدیکی ساحل پراکنده بودند، هیچ جذابیتی دعا برای رمال کشتی
نداشت. شاید در میان آنها پناهگاهی برای کشتی وجود داشته باشد؛ اما اگر میشد از آن اجتناب کرد، من محله آنها را انتخاب نمیکردم، زیرا طلسم خلیج در معرض بادهای جنوب غربی است که در این ساحل بدترین بادهاست. نسیم تازهای که میوزد و به سمت شمال کشیده میشود، به احضار ما این اجنه غیر مسلمان امکان را میدهد که عصر به دماغه اسپنسر برسیم، و همانطور که هوا نوید بدی میداد، خوشحال بودم که در هجده فاتوم، بر روی یک بستر سید و حاجی شنی، در نزدیکی ورودی خلیج سن یوآخیم فرشتگان لنگر میاندازم.» «با انتظار باد، دکلهای کافران غولپیکر را روی عرشه
طلسم نویس خمام فرستادیم، آنها طلسم نویس دورود را آماده کردیم و به عمق هشتاد فاتوم تغییر دعانویس مسیر دادیم. بعد شیطانی از ساعت هشت هوا صاف شد و به نظر میرسید که احتمالاً خوب میماند، اما بارش جادو سیاه برف همچنان ادامه داشت. ساعت ده ناگهان طوفان شدیدی بر فراز زمین وزید و قله تپهها به طور انبوهی از ابرها پوشیده شد. تندبادهای شدید و پیاپی به دنبال آن آمدند: لنگر دوم را رها کردیم و روی هر کدام یک کابل کامل را تغییر جهت دادیم. طوفانها دعا نویسی با شدت بیشتری از جنوب غربی میآمدند و در عرض نیم ساعت توده ابرها ناپدید شدند.
اما طوفان شدیدی از جنوب غربی تا روشن شدن هوا ادامه داشت و سپس آرام شد. کیپ اسپنسر شماره ملا ما را به خوبی از باد و دریا محافظت میکرد: اگر کشتی بخواهد وارد خلیج سن مارتین شود و باد یا نور روز او را از کار بیندازد، این دعا نقطه را محل توقف مناسبی خواهد یافت.» «سیام. کشتی بیگل از لنگرگاه جدا شد، به بادبان نشست روح و به سمت طلسم دماغه هورن ایستاد: ظهر نزدیک دماغه معروف بود، با هوایی بسیار مطبوع، بیشتر شبیه آب و هوای ...{۴۳۶}مادیرا از عرض جغرافیایی دعانویس ۵۶ درجه جنوبی بهتر بود. نماز خواندن در
طول این روز فرصتهای بسیار خوبی برای گرفتن مذهب زاویه، جهت و عمقیابی داشتم که امیدوار بودم برای ضلع جنوبی و شرقی جزایر هرمیت کافی باشد. شب بعد، در حالی که هوا خوب بود و ماه به روشنی میدرخشید، به سمت شمال، دعاگر نزدیک جزایر بارنولت، کار کردیم. «اول ماه مه. روز زیبایی بود - واقعاً روز اول ماه مه. من در جزایر بارنولت فرود آمدم و علاوه بر یک دور زاویه، زمان، توسل عرض جغرافیایی شیاطین و جهت واقعی دعانویس را نیز بررسی کردم، در حالی که کشتی بیگل به موکل جن آرامی به سمت شمال حرکت نسخ خطی میکرد و
باد بسیار ملایم و متغیری میوزید. در آن جزایر محل مناسبی برای فرود وجود ندارد؛ اما از آنجایی که آب در آن زمان نسبتاً صاف بود، توانستیم روی یک قسمت صخرهای شیبدار فرود بیاییم، جایی که موجها زیاد نمیشکستند. آنها دو جزیره کوچک هستند
سمت شمال توقف کردیم. آنها کاملاً شبیه ایلدفونسوها هستند؛ بالای یک رشته تپه که از بالای آب نمایان کلیسا است و دریا آن را میشکافد. دو تا از بزرگترین آنها حدود دویست فوت ارتفاع دارند دعا و با توساک پوشیده شدهاند: در مقدس یکی (دومی از نظر اندازه) یک ساحل شنی وجود دارد که میتوان یک قایق را اعمال صالح با خیال راحت از آنجا دعانویس بیرون کشید. و در ضلع شرقی همان جزیره آب کافی برای تأمین سی نفر وجود دارد. موجی خشمگین به ساحل غربی برخورد میکند و آب را بر روی کل جزیره میپاشد. هیچ لنگرگاه امنی برای
کشتی وجود ندارد: زیرا اگرچه ممکن است در آب عمیق بالا بیاید، در ضلع شرقی گروه، ارواح برای ... برای دین کیمیاگری مدت کوتاهی، او حتی در آن صورت هم ریسک میکرد{۴۳۵}لنگرش را از دست داد. کمترین آبی که پیدا کردم پنجاه فاتوم بود، هرچند نقشه ودل نشان میدهد که کمتر از چهل فاتوم در انتهای جنوب شرقی وجود دارد. موج شدید مانع از فرود من شد؛ اما ظاهر سنگها باعث طلسم نویس ماسال شد که فرض کنم آنها از سنگ سبز هستند. اگر از آن نوع نباشند و شبیه سنگ اطراف دماغه رمل هورن باشند، ممکن فرشتگان است از ماسه سنگ
بسیار سخت باشند. «بیست و نهم. در این آب و هوا، در فواصل شیاطین طلسم نویس علی آباد کتول معدودی که هوا خوب و ثابت میماند، آسمان اغلب کمی پیشینه تاریخی پس از غروب آفتاب ابری میشود و رگبار خفیفی میبارد. من این را مکرراً اینجا، و همچنین در آوریل، مه و ژوئن گذشته، در تنگه متوجه شدم. تعویذ «ما در خلیجی که بین دماغه فالس و تنگه سال نو قرار دارد، توقف کردیم؛ اما این خلیج، به دلیل اینکه یک خلیج بادپناه بود و صخرهها و متون کهن جزیرههای کوچک در امتداد آن در طلسم نویس نزدیکی ساحل پراکنده بودند، هیچ جذابیتی دعا برای رمال کشتی
نداشت. شاید در میان آنها پناهگاهی برای کشتی وجود داشته باشد؛ اما اگر میشد از آن اجتناب کرد، من محله آنها را انتخاب نمیکردم، زیرا طلسم خلیج در معرض بادهای جنوب غربی است که در این ساحل بدترین بادهاست. نسیم تازهای که میوزد و به سمت شمال کشیده میشود، به احضار ما این اجنه غیر مسلمان امکان را میدهد که عصر به دماغه اسپنسر برسیم، و همانطور که هوا نوید بدی میداد، خوشحال بودم که در هجده فاتوم، بر روی یک بستر سید و حاجی شنی، در نزدیکی ورودی خلیج سن یوآخیم فرشتگان لنگر میاندازم.» «با انتظار باد، دکلهای کافران غولپیکر را روی عرشه
طلسم نویس خمام فرستادیم، آنها طلسم نویس دورود را آماده کردیم و به عمق هشتاد فاتوم تغییر دعانویس مسیر دادیم. بعد شیطانی از ساعت هشت هوا صاف شد و به نظر میرسید که احتمالاً خوب میماند، اما بارش جادو سیاه برف همچنان ادامه داشت. ساعت ده ناگهان طوفان شدیدی بر فراز زمین وزید و قله تپهها به طور انبوهی از ابرها پوشیده شد. تندبادهای شدید و پیاپی به دنبال آن آمدند: لنگر دوم را رها کردیم و روی هر کدام یک کابل کامل را تغییر جهت دادیم. طوفانها دعا نویسی با شدت بیشتری از جنوب غربی میآمدند و در عرض نیم ساعت توده ابرها ناپدید شدند.
اما طوفان شدیدی از جنوب غربی تا روشن شدن هوا ادامه داشت و سپس آرام شد. کیپ اسپنسر شماره ملا ما را به خوبی از باد و دریا محافظت میکرد: اگر کشتی بخواهد وارد خلیج سن مارتین شود و باد یا نور روز او را از کار بیندازد، این دعا نقطه را محل توقف مناسبی خواهد یافت.» «سیام. کشتی بیگل از لنگرگاه جدا شد، به بادبان نشست روح و به سمت طلسم دماغه هورن ایستاد: ظهر نزدیک دماغه معروف بود، با هوایی بسیار مطبوع، بیشتر شبیه آب و هوای ...{۴۳۶}مادیرا از عرض جغرافیایی دعانویس ۵۶ درجه جنوبی بهتر بود. نماز خواندن در
طول این روز فرصتهای بسیار خوبی برای گرفتن مذهب زاویه، جهت و عمقیابی داشتم که امیدوار بودم برای ضلع جنوبی و شرقی جزایر هرمیت کافی باشد. شب بعد، در حالی که هوا خوب بود و ماه به روشنی میدرخشید، به سمت شمال، دعاگر نزدیک جزایر بارنولت، کار کردیم. «اول ماه مه. روز زیبایی بود - واقعاً روز اول ماه مه. من در جزایر بارنولت فرود آمدم و علاوه بر یک دور زاویه، زمان، توسل عرض جغرافیایی شیاطین و جهت واقعی دعانویس را نیز بررسی کردم، در حالی که کشتی بیگل به موکل جن آرامی به سمت شمال حرکت نسخ خطی میکرد و
باد بسیار ملایم و متغیری میوزید. در آن جزایر محل مناسبی برای فرود وجود ندارد؛ اما از آنجایی که آب در آن زمان نسبتاً صاف بود، توانستیم روی یک قسمت صخرهای شیبدار فرود بیاییم، جایی که موجها زیاد نمیشکستند. آنها دو جزیره کوچک هستند

همهچیز درباره دعانویس حسن آباد با تمرکز بر نتیجه